محمد مهدى ملايرى

59

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

به طرفداران عبيد الله براى آرام ساختن مردم سخن مىگفت ، چهار تن از اسواران ايرانى به سركردگى ماه افريدون براى آنكه مانع كار مسعود شوند به مسجد حمله بردند و پس از مدتى جنگ و ستيز با طرفداران عبيد الله كه مانع پيشرفت آنها مىشدند سرانجام راهى به مسجد گشودند و مسعود را از منبر به زير كشيدند و مسعود در اين واقعه كشته شد ، طبرى در شرح اين رويداد درباره پيشرفت اسواران گويد : فلما بلغوا افواه السكك و قفوا فقال لهم ماه افريدون بالفارسيه ، ما لكم يا معشر الفتيان ؟ قالوا تلقو ناباسنّة الرماح فقال لهم بالفارسيه صكّوهم بالفنجقان اى به خمس نشابات فى رميه بالفارسيه » « 1 » يعنى چون سواران به دهانه منزلگاههاى اعراب رسيدند ايستادند ماه افريدون به فارسى به آنها گفت : جوانان شما را چه مىشود گفتند سرنيزه‌ها را به سوى ما گرفته‌اند پس به فارسى به آنها گفت شما هم با پنجگان به آنها تيراندازى كنيد ، و پنجگان به فارسى تيرى است داراى پنج پيكان . در همين سال شصت و پنج هجرى كه سلم بن زياد برادر همين عبيد الله بن زياد پس از چهار سال ولايت سيستان و خراسان به بصره بازگشت دبير خود اصطفانوس را خواست و 12 ميليون درهم نقره به او داد و گفت : اينها را براى من نگه‌دار چون يك دينار آن از راه ظلم به مسلمانى يا كسى كه در عهد و پيمان ما بوده به دست نيامده ، اصطفانوس به فارسى از او پرسيد پس اين همه مال از كجا جمع شده ، سلم كه متوجه طعنهء او شد گفت : همهء اينها از هداياى كارگزاران و روستائيان و دهقانان ايرانى است . ( الذخائر و التحف ، تأليف قاضى رشيد بن الزبير از رجال قرن پنجم ، چاپ كويت سال 1951 ميلادى ، ص 11 ) . در واقعه جنگ سپاهيان مختار به فرماندهى ابن شميط با سپاهيان مصعب بن زبير در سال 67 هجرى كه به سبب فريبكارى يكى از سران عرب سپاه مختار و كينه‌اى كه او از موالى داشت ( ايرانيانى كه در سپاه مختار بودند به اين عنوان خوانده مىشدند ) سپاهيان مختار شكست فاحشى خوردند و بسيارى از موالى

--> ( 1 ) . طبرى ، 2 / 454 .